عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
190
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
فتوّت فتوّت كه « پس از تصوّف بيش از هر طريقهاى در كشورهاى اسلامى رواج داشته است » « 1 » در ابتدأ قوانينى ويژهء خود داشت ودوشادوش تصوّف بعنوان يك مسلك شناخته مىشد ، هر چند پس از چند قرن آنگاه كه صورت علمي آن به بحث در گرفته شد ، آن را صورتي از علم تصوّف وتوحيد بشمار آوردند . « 2 » پيشينهء فتوّت را - با نگرشى كه رنگى از تساهلهاى خانقاهى دارد - به آنگاه كه خداوند بهشت را به نعمتهاى گونهگونش زينت بخشيد وپيش از درخواست آدميان آن را مقرّ رحمت خود واستراحت آنها قرار داد بازگرداندهاند . زان پس نيز سلسلهء فتوّت را كه از حضرت حق به أنبياء الهى واز ايشان به أبو الفتيان حضرت إبراهيم خليل واز ايشان به ديگر أنبياء تا سيد الفتيان حضرت أمير المؤمنين ( ع ) مىرسيد پيوسته دانستهاند . فتيان بر طبق قواعد خاص خود روزها به مشاغل خود اشتغال داشتهاند وشبانگاه آنچه را از زحمت روزينه دستياب كرده بودند به بزرگ خود - كه فتى خوانده مىشد - تحويل مىداند تا در مصارف خاصي كه طريقت فتوّت معين كرده بود بخرج رساند . در شمار قواعد ويژه فتيان مىتوان به مهماننوازى وحمايت از غريبان وتهى دستان اشاره نمود ، قواعدى كه بنظر اينان بنيان از حضرت إبراهيم خليل ( ع ) يافته بود . « 3 » برجستهترين تفاوت فتوّت وتصوّف را در گونهء نگرش فتيان به جهان كه با نگرش صوفيان بسيار تفاوت دارد مىتوان جستجو كرد . جوانمردان - بر عكس خانقاهيان - هيچ گاه از ميدان اجتماع كناره نگرفتند ودست از كار وكسب نكشيدند ، بدين ترتيب بعد اجتماعي أصحاب فتوّت بيشتر از بعد اجتماعي تصوّفگرايان - كه در پارهاى از سلسلهها بصفر مىرسيد - نمايان است ؛ از همين رو جوانمردان تعليمات خود را در غالب روش اجتماعي خاصي كه داشتند در جامعه
--> ( 1 ) . سرچشمه تصوّف در إيران ص 134 . بنقل از مقدمهاى درباره فتوّت در « أحوال وآثار واشعار مير سيد على همداني » ص 248 . ( 2 ) . بنگريد : فتوتنامه سلطاني ص 5 بنقل از همان . ( 3 ) . دربارهء چيستى فتوّت وويژگىهاى آن مخصوصا بنگريد به مقالهء بسيار فاضلانه وسودمند آقاى دكتر محمّد رياض در « أحوال واشعار مير سيد على همداني » ص 245 .